سلامدیروز صبح برای بعد ورزش غزل الویه درست کردم و کمی هم باقی موند و تو یخچال گذاشتم..پسر کوچیک خواهرم ۱۳ سالشه و اونم متاسفانه مشکل روده پیدا کرده و دیروز دکتر گفته باید این هفته حتما کلونوسکوپی شه.بعد دیگه بچه کلی گریه کرده بوده و دلش گرفته بود و به مامانش گفته بود منو ببرین امام رضا.منم شاید دوسالی میشد به قصد زیارت نرفته بودم حرم و به خواهرم گفتم ۹بیاین کلینیک پیش من و غزل و ماهم میایم حرم.به غلام هم گفته بودم نوشابه و نون ساندویچی بخره و بعد کلینیک ماشینهارو نگه داشتیم و نزدیک یک پارک محلی نگه داشتیم و با خواهرم تندتند ساندویچ پیچیدیم و تو هوای سرد خوردیم و رفتیم سمت امام رضا!هوا هم سررررد و سوز داشت.. غزل کلاه کاملا پوشیده کاموایی سرش بود و شالگردن حلقه ای.. ازینمدلا که کاملا چسبیده به گلو هست.. و کلاهش هم قشنگ تا روی ابروهاش بود و چادر هم که اجباری بود و سرش کرده بود. ولی با کماال تعجب قسمت ورودی که بیکارالدوله های مفت خور نشستن بازرسی میکنن به غزل گیرداد که کلاه ممنوع هست و حجابت خوب نیست و باید حتمااااا شال سر کنی!!!!خواهرم گفت وا حجاب ازین بهتر و پوشیده تر؟؟ اینکه کلاهش تا ابروهاشوم پوشونده!گفت نه ممنوعه! دلم برای غزلم سوخت.. بخدا دخترم تعریف نباشه خیلی ساده و نجیبه و خداروشکر اعتماد به نفس بالایی داره. نه اهل ریمل و کرم هست و نه آرایش و واقعا تو اون تیپی که دیشب حرم اومده بود ساده تر از هرساده ای بود با پوشش فوق کامل.. ولی این کثافتا میگفتن حجابت مشکل داره و باید شال سرت کنی!به زنیکه گفتم ببین هم شماها باعث میشین آدم بیزار شه ازین حرمتون و بعد دوسال اومدیم اینطوری رفتار میکنید.. دفعه دیگه دخترمو اصلا نمیارم. الان واقعا حجاب ازین کاملتر که الکی بهش گیر میدین؟
برچسب:
نویسنده: حسین پاکدل
تاريخ: دوشنبه
2 بهمن
1402 ساعت: 18:16